یک روز، چنان سرکش و یاغی چون مشت
تکلیف جناح عشق را روشن کن
تعلیق وجودیت مرا خواهد کشت
یک حادثه ی عجیب، بد چیزی نیست
یک روزه ی ترک سیب، بد چیزی نیست
یک لحظه اگر نگاه تو بگذارد
یک زندگی نجیب، بد چیزی نیست
کنارم ایستاده سرو بالا
و پشت عکسمان تصویر دریا
نگاه من پر از باران تازه
و تو آن سوی لنز دوربین ها